بی خیال آروم دستام
بی خیال برق چشمام
بی خیال خواب دریا
به تو چه حضور دردام
...
تا نهایت رسیدن
برو تا آخر رویا
تا ته شهر پر از رنگ
تا صدای آرزوها
بی خیال شو دل مارا
....
به کبوترای دستات
برسون تو بوسه ی ما
تا نهایت یه خورشید
بنگر سیاه مارا
ذهن دنیای پر تکاپوی فراموشی هاست... ماندگاره تلاشی است برای ماندگار کردن آنچه می اندیشم...